ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 152 تاريخ: يکشنبه 10 مهر 1401 ساعت: 6:45
یک/از خواب نارس ظهر
خشمگین!
از نرسیدن به پایان
چنگ می زنم به هندوانه ی خنک!
وهم چنان که درونم را ...
آرام آرام ؛ می پذیرم ...
که گاهی نیمه تمام ؛ تمام است!
دو/
شادی درمن برآشفت
از غمی که نمی خوابید...
سحرگاه
چنان به خنده افتادم
که دانستند؛ " شادی " مرد!
سه/
بوسه را نباید نوشت روی هیچ کاغذی
که توهم
از هر لبی حرام است!
علی الخصوص
دهانی که بوی عقل می دهد؛ بدتر!
چهار/
چسبیده ام به خیارهای دریائی !
و اسفنج ها و باب اسفنجی
وانتهای اقیانوس و دوستانم
  بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: يکشنبه 10 مهر 1401 ساعت: 6:45
یک/به اندیشه ی یک شیر دریائی می خندم!
به سبیل و...
قدرتی که اصالتا ؛ جنگل دارد!
و باپیرهن نارنجی ...
من برایش ؛ هویج دریائی هم ...
به حساب نمی آیم!
دو/
در آرزوی خندیدنت ؛ به چشم خودم ...
نگاه می کنمت لحظه لحظه ... تا مردن!
سه/
جمله زینتی!
روی لب های تو ..." عشق"!
هزار دستان هم
نتواند برداشت : چنین سنگین آوائی را!
چهار/
بوسیدمت؛ چون نوزادی بی گناه
از چشم های بسته ات
  بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟...ما را در سایت بی شمس رخ تو...!دیگر دلی مانده مرا؟ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 173 تاريخ: يکشنبه 10 مهر 1401 ساعت: 6:45